الفيض الكاشاني

430

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بگو : دنيا را به من چنان بنماى كه به بندگان شايسته‌ات نموده‌اى » ؛ « 6 » و اين را بدان سبب فرمود كه خدا دنيا را به همان گونه كه هست حقير و ناچيز مىبيند ، و هر آفريده‌اى در مقايسه با جلال و عظمت او خرد و ناچيز است ، و بنده دنيا را نسبت به خود و مقايسه با چيزى كه در نظر او بهتر است حقير مىشمارد ، و قابل تصوّر نيست كه فروشندهء اسب هر چند به آن رغبت نداشته باشد مانند فروشندهء حشرات زمين به اسب خود بنگرد ، چه او اصلا از حشرات بىنياز است و ليكن از اسب بىنياز نيست ، و خداوند متعال به ذات خود از هر چه جز اوست بىنياز است و همه را به نسبت جلال خود در يك درجه و در نسبت به غير متفاوت مىبيند ، و زاهد كسى است كه به تفاوت خود نسبت به نفس خويش بنگرد نه نسبت به غير خود . امّا عملى كه از حالت زهد پديد مىآيد ترك كردن است ، چه زهد داد و ستد و معامله و تبديل چيزى پست‌تر به چيزى بهتر است چنان كه عملى كه بر عقد بيع مترتّب مىشود ترك چيز فروخته شده و از دست دادن مبيع و گرفتن عوض آن است . همچنين زهد موجب ترك كلّى چيزى است كه در آن زهد مىورزد و آن تمامى دنيا و اسباب و مقدّمات و علايق آن است . از اين رو بايد دوستى دنيا را از دل بيرون كند و به جاى آن محبّت طاعات را در دل جاى دهد ، و آنچه را از دل بيرون كرده از دست و چشم خارج سازد ، و دست و چشم و ديگر اعضاى خود را به اداى طاعات وادارد . اگر چنين نكند مانند فروشنده‌اى است كه كالاى فروخته شده را تحويل دهد و بهاى آن را نستاند ؛ و هر گاه به شرايط دو طرف معامله كه گرفتن و ترك كردن است وفا شود بايد به معامله‌اى كه كرده است شادمان باشد ، چه طرف معاملهء او به عهد خود وفادار است . كسى كه نقدى را در برابر نسيه‌اى بدهد پس از تسليم نقد به دنبال وصول نسيه خواهد شتافت و بىشكّ اگر طرف قراردادش كسى باشد كه به صداقت و توانايى و وفادارى او مطمئنّ است نسيه‌اش وصول خواهد شد . امّا مادام كه به دنيا چسبيده و آن را رها نكرده زهد او به هيچ وجه درست نيست . از اين رو خداوند برادران يوسف را دربارهء بنيامين به زهد توصيف نكرده اگر چه گفتند : لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا « 7 » و تصميم گرفتند او را دور سازند

--> ( 6 ) عراقى گفته است : مؤلّف الفردوس آن را به طور مختصر از حديث ابى القصير ذكر كرده و فرزندش آن را نقل نكرده است . ( 7 ) يوسف / 8 : ( هنگامى كه برادران گفتند ) يوسف و برادرش ( بنيامين ) نزد پدر از ما محبوبترند .